لینکستان

    منوی اصلی

      گروه محصول ->

      پایان نامه ارتباط بین میزان معنویت، افسردگی و امید به زندگی در بیماران سرطانی



      قیمت: ۸۵۰۰۰ریال     تعداد صفحات: 103     کد محصول :6667



      چكيده

      معنویت یکی از مفاهیم بنیادی در زندگی است.  که با ایجاد معنا و هدف در زندگی به عنوان رویکردی مهم در ارتقا سلامت عمومی، کیفیت زندگی و ارائه امید و هدف در نظر گرفته می شود.  از طرفی بیماری مزمنی چون سرطان به عنوان يك بيماري فلج كننده در جامعه تلقي مي شود و فرد متعاقب تشخيص آن نه تنها دچار اضطراب و افسردگي ناشي از ترس غير واقعي از مرگ و كاهش انرژ ي اجتماعي مي گردد، بلکه ممکن است بر زندگی معنوی او نیز تاثیری ناکارآمد داشته باشد.  لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین میزان معنویت، افسردگی و امید به زندگی در بیماران سرطانی مرد انجام شده است. در این پژوهش 60 بیمار بالای 20 سال  مراجعه کننده به مرکز تخصصی رادیوتراپی انکولوژی رضا (ع) و بيمارستان اميد شهر مشهد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.  اطلاعات از طریق پرسش نامه های پرسشنامه ی سلامت معنوی پولوتزین و الیسون، سیاهه افسردگی بک و پرسش نامه امید اشنایدر جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده ها توسط آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون انجام گردید.  این پژوهش از نوع همبستگی توصیفی است.  نتایج به دست آمده نشان داد که میزان سلامت معنوی در تمام بیماران متوسط و بالا بود.  بین میزان معنویت و امید به زندگی (002.=p)  ارتباط معناداری وجود داشت و بین میزان معنویت و افسردگی ارتباط منفی وجود داشت که این رابطه معنا داری نبود.  بین میزان افسردگی و امید به زندگی ارتباط معکوس معناداری (001.=p) وجود داشت.  با توجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گرفت که ضرورت تقویت بعد سلامت معنوی در این بیماران حائز اهمیت است چرا که این عامل با افزایش امید و کاهش افسردگی مرتبط است. این نکته کلیدی در کشوری چون ایران که با باورهای فکری، فرهنگی و مذهبی عجین است می تواند با طراحی برنامه های مراقبتی – درمانی برای این بیماران مورد توجه قرار گیرد.

      کلید واژه ها: معنويت، اميد به زندگي ،افسردگي و بیمار سرطانی

      فهرست

      فصل اوّل. 8

      كليات.. 8

      1-1- مقدمه. 9

      1-2- بیان مسئله. 11

      1-3- فرضیه پژوهش.. 16

      1-4- اهداف پژوهش.. 16

      1-5- ضرورت پژوهش.. 16

      1-6-  تعريف متغيرها و واژگان اختصاصي.. 17

      1-7- برنامه زمان بندي و طول مدت اجراي پژوهش.. 18

      فصل دوم. 19

      مبانی نظري و پيشينه پژوهش.. 19

      2-1- مقدمه. 20

      2-2- معنويت.. 21

      2-3- تعريف مذهب.. 27

      2-4- نظریه های تحول معنویت.. 28

      2-4-1- نظریه تحول ایمان پیاژه 28

      2-4-2- نظریه تحول ایمان الکایند. 29

      2-4-3- نظریه تحول ایمان گلدمن. 29

      2-4-4- نظریه تحول ایمان فاولر. 30

      2-4-5- نظریه سبک دلبستگی و معنویت.. 31

      2-5- خانواده به عنوان عاملي موثر در تحول معنوي.. 32

      2-6- هوش معنوي.. 32

      2-6-1- تركيباتي از هوش معنوي.. 33

      2-7- عواملی که می توانند ارتباط بین سلامت و معنویت را تبیین کنند. 35

      2-8 - معنويت و معنا دهي.. 37

      2-9-  اميد يكي از ابعاد معنويت.. 39

      2- 10-  رابطه اميد و ايمان. 40

      2-11-  معنويت و سرطان. 40

      2-12- اهميت معنويت در بيماران سرطاني.. 43

      2-12- افسردگي.. 45

      2-12-1- تعريف افسردگي.. 45

      2-12-2- ويژگي افسردگي.. 46

      2-12-3- همه‌گيرشناسي افسردگي.. 46

      2-12-4- جنس.. 47

      2-12-5-  سن. 47

      2-12-6- نژاد. 47

      2-12-7-  وضعيت تأهل. 47

      2-12-8- سبب شناسي.. 48

      2-12-9- علائم و نشانه‌هاي باليني افسردگي.. 48

      2-12-10- طبقه‌بندي افسردگي.. 49

      2-12-11- ميزان شيوع افسردگي.. 49

      2-13- اميد. 50

      2-13- اميد و سرطان. 51

      2-14- امید از دیدگاه اشنایدر. 54

      2-14-1- تفکر گذرگاه یا مسیر. 54

      2-14-2- تفکر کار گزار یا عامل. 55

      2-15- رشد امید. 57

      2-16- آثار روحي و رواني ناشي از سرطان. 59

      2-17- افسردگي و سرطان. 60

      2-18- سرطان و تاريخچه سرطان شناسي.. 61

      2-18-1- ميزان شروع سرطان. 62

      2-18-2- انواع سرطان. 62

      2-18-3- الگوهاي رشد تكثير در سرطان. 63

      2-18-4- علت شناسي سرطان. 64

      2-18-5- راه تشخيص سرطان. 64

      2-18-6- درمان سرطان. 64

      2-18-7- راه هاي درمان سرطان. 65

      2-19- تحقيقات صورت گرفته درباره پژوهش.. 66

      2-19-1- پژوهش های انجام شده در خارج از کشور. 66

      2-19-2- پژوهش های انجام شده در داخل کشور. 68

      فصل سوم. 70

      روش  پژوهش.. 70

      3-1- روش (طرح) پژوهش.. 71

      3-2- شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها 71

      3-3- معرفی ابزار ها 71

      3-3-1- سياهه افسردگي بك.. 71

      3-3-2- مقياس اميد اشنايدر. 72

      روش نمره‌گذاری.. 73

      اعتبار- پایایی پرسشنامه. 74

      3-3-3- پرسشنامه ی سلامت معنوی پولوتزین و الیسون. 74

      3-4- روش انجام پژوهش.. 74

      3-6- روش تجزيه و تحليل داده ها 75

      فصل چهارم. 76

      4-1- توصيف داده ها 77

      فصل پنجم. 86

      5-1- مقدمه. 87

      5-2- بحث و نتیجه گیری یافته ها 87

      5-4- محدوديت.. 89

      5-5- پيشنهادات.. 89

      منـابع. 91

      ضمائم. 95


       

       

      فصل اوّل

      كليات

       

       

       

       

       

       

       

      1-1- مقدمه 

      معنويت[1] منبعي است كه در مواقع غم و اندوه مي توان از آن بهره جست و با سختي ها كنار آمد.  آنچه در زندگي توان مقابله با تلخي ها، سختي ها  و ناملايمات را به فرد مي دهد، باور داشتن به رشد و شكوفايي خود است.  يعني فرد خود را باور داشته باشد.  به علاوه اعتماد به طرح الوهي در زندگي شخصي به فرد كمك مي كند كه سختي ها و ناملايمات را معنا كند و آنها را سكوي پرش به سوي معنويت بداند.  معنويت بخش شگفت آور زندگي روزانه است؛ از تولد تا مرگ.  معنويت درلحظات حساس و نقاط عطف زندگي افراد عمق بيشتري مي يابد.  هنگام وقوع بحران، معنويت دردرك امور ومديريت بحران كمك شاياني مي كند.  اما وجود معنويت محدود به لحظات بحراني نيست؛ معنويت جزء لاينفك زندگي روزانه است.  معنويت را
      مي توان در يك قطعه موسيقي، در لبخند يك رهگذر، در رنگ آسمان هنگام غروب، يا در دعاهاي روزانه يافت.  معنويت
      مي تواند خود را در شيوه تفكر، نحوه احساس و طرز عمل ما، و نحوه برقراري ارتباط با ديگران نشان دهد.  گاه حتي بعد معنويت را مي توان در احساس زوال و تهي شدن، در سوال از معني و هدف زندگي، در احساس از خود بيگانگي و تنهايي و افسوس براي
      بي عدالتي يافت.  معنويت در واقع بعد ديگر زندگي ماست؛ يك بعد شگفت آور اما حياتي و معنا بخش به زندگي انسان (پارگامنت[2]، 2007، بیژنی و حسینی، 1388).  سازمان بهداشت جهاني نيز در تعريف ابعاد وجوي انسان، به ابعاد جسماني، رواني، اجتماعي و معنوي اشاره مي كند و بعد چهارم، معنويت را نيز در رشد و تكامل انسان مطرح مي سازد(ريچاردز[3] و برگين[4]، 1999، قمری گیوی، 1388).

      در دو دهه گذشته نيز محققان از رشته هاي مختلف به بررسي اثر معنويت بر سلامت روان پرداخته و به اثر مثبت آن اذعان كرده اند.  تحقيقات تجربي به طور يقين نشان داده اند كه ايمان و تعهد مذهبي با عملكرد سالم جسمي، عاطفي و اجتماعي رابطه مثبت دارند.  بنابراين ديگر نمي توان باورهاي مذهبي و معنوي را به عنوان باورهاي غير منطقي يا روان رنجوري كه بايد معالجه شود نگريست.  برعكس مي توان همراستا با نظر يونگ[5] ادعا كردكه باورها و رفتارهاي معنوي، منابع احتمالا قدرتمندي براي تغيير درماني هستند و مذهب مي تواند سيستمي براي بهبود و رشد رواني محسوب شود، هستند (ريچاردز و برگن ،1999، غفوری، 1388).

      یکی از امراض هولناک و وحشتناکی که متاسفانه بشر از آن رنج می برد و پیوسته خود را در مرض خطر آن احساس
      می کند، سرطان[6] است.  امروزه سرطان يكي از مهم ترين مشكلات بهداشتي در سراسر جهان محسوب مي شود و شيوع آن در كشورهاي صنعتي و در حال توسعه بيشتر است.  اگر شيوع سرطان به همين نحو افزايش يابد بنا به تخمين سازمان ملل از هر پنج نفر يك نفر حتما به يكي از اشكال سرطان مبتلا مي گردد.  آمار مبتلايان به سرطان در ايران نيز از همين قاعده پيروي
      مي كند.  سرطان بعد از بيماري هاي قلبي- عروقي دومين علت مرگ و مير درآمريكا و سومين علت مرگ و مير در ايران است(ايلخاني،1370).  شايد هيج بيماري اي وحشت انگيزتر از سرطان وجود نداشته باشد چرا كه سرطان را نمادي از مرگ و نيستي مي دانيم، اما همچنان چشم اميد و انتظار به سوي افق هاي دور دست براي غلبه براين بيماري دوخته ايم.
      بحران ناشي از سرطان سبب عدم تعادل، و ناهماهنگي فكر، جسم و روح مي شود اما بيشترين حالت در اين دوره براي بيمار افسردگي[7] و نااميدي است (شاهبلاغي، 1373، به نقل از بیجاری، 1386).  

       

       

        1-2- بیان مسئله 

      واژه «معنوي بودن و معنويت» در درمان و ادبيات مربوط به درمان به صورتهاي مختلف ارائه شده است.  براي تعريف معنويت طيف گسترده اي از مفاهيم ارائه شده كه شامل تعريف معنوي بودن به عنوان همه اشكال خودآگاهي (فارو[8]، 1984) تا تمام حالات آگاهي را شامل مي شود كه داراي ارزش هايي وراي حد متوسط هستند (آسا گيولي، 1986).  بطور كلي، بعضي ها رشد شخصي را بعنوان هر نوع رشدي كه انسان را فراتر از درمان غير مذهبي غربي مي برد، استفاده مي كنند. گروهي از نويسندگان و پژوهشگران نيز به كنكاش درباره مفهوم معنويت و تجربه هاي معنوي و عرفاني پرداخته اند (آلن[9]، 1992).  رفتار دینی انسان ها حاکی از آن است که بشر در طول تاریخ نیازمند به دین بوده و حریم خاص و مشخصی را برای انجام فرایض خود اختصاص داده است (علوی و همکاران، 1387).

      كاليفورد[10](2002) معنويت را به عنوان يك اصطلاح شامل نگرش مذهبي، ابعاد عملي، بهداشت تن و روان، باورهاي فراطبيعي و اعمال مذهبي تلقي مي كند.  در حالي كه مذهب را پيوند انسان با يك موجود بزرگ تر مي دانند و معنويت را معادل با زندگي در نظر مي گيرند که به چگونگي تقويت روح آدمي باز مي گردد.  طبق تعريف سوانتون[11] (2001) مجموعه ارزشها و عقايد در مورد خود و جهان، يعني مراقبت از بهداشت رواني خود و ديگران به عنوان معنويت در نظر گرفته
      مي شود، معنويت فراسوي واژه است و مي تواند به شيوه بسيار ساده احساس و تجربه شود.  در تعاريف ديگر، معنويت در برخورد با استرس، رنج، بيماري جسمي و رواني از نظر طب و روان پزشكي مهم مي باشد.  معنويت حتي در كساني كه به خدا اعتقادي ندارند با تلاش براي ابهام، تكريم و ستايش، معنا جويي و هدفمندي مربوط است.  طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی معنویت تحت چهار عنوان قابل بحث است. کمال [12]، ارتباط شخصی[13]، رموز زندگی[14] و باورهای اختصاصی[15].  که در ذیل به توضیح این مفاهیم پرداخته شده است (قمری گیوی، 1388).

       

      كمال: كمال با مفاهيم اتصال به يك موجود يا قدرت معنوي، معنا زندگي، تكريم، عشق الهي، آرامش و هارموني دروني، قدرت دروني، يكپارچه سازي تولد و مرگ و دلبستگي و جدايي، اميد و خوشبختي و كنترل بر زندگي مرتبط است.

      ارتباط شخصي: ارتباط شخص با مهرباني به ديگران، فروتني، پذيرش ديگران و بخشش رابطه دارد.

       رموز زندگي: برخي ارزشهاي معنوي به مثابه رموز زندگي عمل مي كند و عبارتداز: رو راستي، تشويق، تحمل، صبر، رحمت، مهرباني، لذت اميد وعشق.

      باورهاي شخصي: باورهاي شخصي شامل همه تصورات فرد در مورد خود، دنيا و ديگران است(قمری گیوی، 1388).

      همچنین کوهن[16](2002) معنویت را بعنوان یک عنصر از فردیت شخصی تلقی می کنند که الزاما پیوندی با نهاد و یا سازمان معین ندارد.  کایسر[17](2007) اعتقاد دارد که یک شخص می تواند معنوی باشد ولی مذهبی نباشد، مذهبی باشد اما معنوی نباشد، نه معنوی باشد و نه مذهبی باشد یا هم مذهبی باشد و هم معنوی.  معنویت اغلب در عبارت شخصی توصیف
      می شود که مثال باور یا داشتن یک رابطه با خدا یا نیروی برتر می باشد (هیل[18] و دیگران، 2000، بيژني و حسيني، 1388).

      معنويت به عنوان اهميت مذهب در فهم معناي زندگي شخصي و نقش باورهاي مذهبي در تعامل با فرد تعريف مي شود كه بصورت مستقيم با سطح پاييني از افسردگي نوجوانان همراه است.  مبين است بين دينداري و معنويت شباهتها و تفاوتهاي چندگانه اي وجود دارد براي مثال شيوه هاي رفتاري بسياري وجود دارد كه با دينداري مرتبط است.  مثل رفتن به كليسا و بسياري از رفتارهاي شخصي وجود دارد كه با معنويت مرتبط است.  مثل عبادت كردن يا مراقبه. جنبه ديگري ازدينداري با نام سازگاري مذهبي وجود دارد هنگامي كه مذهب يك شخص منبعي براي موقعيت هاي بحراني اوست وي با شناخت كافي
      مي توان در مقابل خواسته هاي محيط مقابله كند و آنها را تغيير دهد.  پزشكان و متخصصان بهداشت روان شواهدي يافتند كه زندگي معنوي انسانها با بهداشت رواني و جسمی آنها مرتبط است.  جنبه هاي از مذهب با پيامدهاي جسمی مثل سرطان و بيماري هاي كليوي و قلبي مرتبط شده اند (غباری بناب و راقبیان، 1387).

       سرطان يكي از بيماري‌هاي شايع مزمن و غير واگير است.  تمامي اشكال سرطان علت 9% از مرگ و ميرها را در سراسر جهان تشكيل مي‌دهد.  سرطان در كشورهاي پيشرفته جهان، پس از بيماري‌هاي قلبي- عروقي دومين علت مرگ (19% مرگ و ميرها) و در كشورهاي رو به پيشرفت چهارمين علت مرگ (6% مرگ و ميرها) به شمار مي‌آيد.  برابر آمارها، در مجموع سالانه 50 ميليون مرگ در جهان روي مي‌دهد كه بيش از 5 ميليون آن‌ها به سرطان منسوب است.  در حال حاضر بيش از 7 ميليون نفر در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خو د را از دست مي دهند و پيش بيني مي شود كه تعداد موارد جديد ابتلا تا سال 2020 سالانه از 10 ميليون نفر به 15ميليون نفر برسد.  

      سرطان به عنوان يك بيماري فلج كننده و صعب العلاج در جامعه تلقي مي شود و فرد متعاقب تشخيص آن دچار اضطراب و افسردگي ناشي از ترس غير واقعي از مرگ و كاهش انرژي اجتماعي مي گردد، بطوري كه ضرورت بستري مكرر و نگراني هاي مداوم براي بيماران و خانواده هاي آنها، فرد را به سمت و سوي اختلالات رواني مي كشاند. سرطان بيماري است كه قدمتي به بلندي تاريخ دارد و اين بيماري هميشه  همراه با پيام وحشت و مرگ همراه مي باشد. همچنین این بیماری قربانيان زيادي را به كام خويش فرو مي برد به همين علت است كه از دير باز، كشف علل و راه درمان آن مدنظر محققين و دانشمندان علم پزشكي قرار گرفته است (بیجاری، 1386).

      امروزه سرطان يكي از مهم ترين مشكلات بهداشتي در سراسر جهان محسوب مي شود و شيوع آن در كشورهاي صنعتي و در حال توسعه بيشتر است اگر شيوع سرطان به همين نحو افزايش يابد بنا به تخمين سازمان ملل از هر پنج نفر يك نفر حتما به يكي از اشكال سرطان مبتلا مي گردد.  آمار مبتلايان به سرطان در ايران نيز از همين قاعده پيروي مي كند.  در ايران بر اساس تازه‌ترين نتايج برنامه ثبت سرطان در كشور، 52 درصد سرطان‌ها در مردان و حدود 48 درصد آنها در زنان ديده مي‌شود.   دكتر موسوي‌، رئيس اداره سرطان وزارت بهداشت (1386) اعلام كرد بر اساس برآورد کشوري، سالانه 70 هزار سرطان و 30 هزار مرگ ناشي از آن در کشور به وقوع مي پيوندد.  سرطان بعد از بيماري هاي قلبي عروقي دومين علت مرگ و مير در آمريكا و سومين علت مرگ و مير در ايران است (ايلخاني، 1370، به نقل از بيجاري، 1386).  

      شايد هيج بيماري اي وحشت انگيز تر از سرطان وجود نداشته باشد، چرا كه سرطان را نمادي از مرگ و نيستي مي دانيم، اما همچنان چشم اميد و انتظار به سوي افق هاي دور دست براي غلبه براين بيماري دوخته ايم.  در قرن بيست و يكم، از هر سه آمريكايي، يك نفر به سرطان مبتلا مي شود و اين باعث شده كه سرطان دومين علت مرگ و مير در آمريكا شناخته شود (گانر[19]، 1998).  از طرفي طبق گزارشات سازمان مبارزه با سرطان در ايران نيز ميزان مرگ و مير ناشي از اين بيماري رو به افزايش بوده كه به عنوان سومين علت مرگ و مير شناخته شده است (ايلخاني، 1370، به تقل از بیجاری، 1386).

      بحران ناشي از سرطان سبب عدم تعادل و ناهماهنگي فكر، جسم و روح مي شود اما بيشترين حالت در اين دوره براي بيمار، حس ياس و نااميدي است (سوكن و كارسون[20]، 1987).   به نظر مي رسد سرطان نسبت به ساير ناخو شي هاي مزمن بيشترين تاثير را بر روي اميد داشته باشد.  بيشتر تحقيقات مربوط به اميد نيز در مورد بيماران سرطاني است چرا كه اين بيماري عامل تهديد كننده اميد محسوب مي شود (رلايف[21]، 1992).  هاريسون[22] (1365) چنين ابراز مي دارد كه بيماران سرطاني حتي آنان كه قابل درمان هستند با مشكلات احساسي و عاطفي جدي رو برو هستند.  تطبيق مجدد وضعيت رواني، جنسي و مشكلات اجتماعي كه بيمار عضو مفيدي از آن محسوب مي شود،‌ غالبا پديد مي آيد.  درك اين واقعيت توسط بيمار كه بيماري بدخيم علاج ناپذير است مشكل رواني پديد مي آورد.  از اين رو يك جنبه مهم درمان سرطان ارائه اميد به بهبودي است (بیجاری، 1386).

      از واكنش هاي احتمالي در مقابل پيش آگهي سرطان، افسردگي است.  اين واكنش ممكن است بلافاصله پس از بيماري يا مدتي پس از شروع آن رخ دهد.  افسردگي براي بيماران سرطاني بسيار زيانبار است زيرا مستلزم تسليم در برابر بيماري است.  افراد افسرده ديگر براي زنده ماندن تلاش نمي كنند و فرصتهاي بهتر زندگي كردن در باقيمانده عمر خود را از دست مي دهند.  كاپلان و سادوك[ (1375) براي افسردگي ملاك هايي از جمله كاهش علاقه، گريه زياد، احساس بلاتصميمي و از دست دادن انرژي را ذكر كرده اند كه در افراد نااميد نيز وجود دارد. از اين رو به نظر مي رسد مداخلات در جهت افزايش اميد وكاهش افسردگي نيز موثر باشد.  اميد همچنين با شاخص هاي آسيب شناسي رواني فعلي شخص به طور كلي و با افسردگي موجود وي به طور خاص همبستگي منفي دارد.  اميد سلامت جسمي و رواني را آن گونه كه با انواع شاخص ها از جمله سلامت خود گزارشي، پاسخ مثبت به مداخلات پزشكي، سلامت ذهني، خلق مثبت، نيرومندي ايمن شناختي، كنار آمدن موثر (ارزيابي مجدد، حل مساله، اجتناب از رويدادهاي فشارزاي زندگي و جست جوي حمايت اجتماعي) و رفتار ارتقاء دهنده سلامت مشخص شده اند پيش بيني مي كند (پترسون[، 2000).  اشنايدر(2001 - 1974) اميد را به عنوان سازه اي شامل دو مفهوم اين گونه تعريف مي كند: توانايي طراحي گذرگاه هايي به سوي اهداف مطلوب به رغم موانع موجود و كارگزار يا عامل انگيزش لازم براي استفاده از اين گذرگاه ها (بيجاري، 1386).

      جعفري در سال (1369، به نقل از بيجاري، 1386) ضمن تاكيد بر وحشت انگيز بودن سرطان مي گويد: نابودي مبتلايان به سرطان در دو بعد خلاصه مي شود: بعد جسمي و بعد رواني كه پژوهشگران كمتر به بعد اخير پرداخته اند، درحالي كه اين بعد پيكر ضعيف بيماران را به اضمحلال مي برد.  لذا شايسته است كه براي تسهيل مسايل رواني و جسماني بيماران فوق اقداماتي مفيد و موثر ارائه گردد (همان منبع).

      طبق مطالعات دانشگاه دوک[26](2001)، عبادت و معنویت با روحیه بالاتر، آشفتگی کمتر، احساس تنهایی کمتر و نارضایتی کمتر از زندگی و توانایی بیشتر در سازگاری با فشارها رابطه دارد و همچنین تجربه زندگي با سرطان نشان مي‌دهد كه سلامت معنوي بعد مهم و برجسته يك زندگي سالم است و در اين بيماران باعث زندگي هدفدار و معنادار مي‌شود.  اگر بيمار چراهاي زندگي خود را بداند، مي‌تواند با هر گونه «چه و چگونه» كه در ذهنش ايجاد مي‌شود، كنار بيايد.  چراهاي زندگي فرد قسمتي از هدف وجودي‌اش است كه از زندگي خود كسب مي‌كند و اين بخش خود تشكيل‌دهنده بُعد معنوي زندگي فرد است.  بيماراني كه سلامت معنوي آن‌ها تقويت مي‌شود به طور مؤثر مي‌توانند با بيماري خود سازگار شوند و حتي مراحل آخر بيماري خود را به خوبي بگذرانند (قمری گیوی، 1388).

      بسياري از تحقيقات بر روي بيماران سرطاني بيان مي دارد كه منابع مذهبي و معنوي براي بيماران مبتلا به سرطان منابع سازگاري با اثرات گوناگون تشخيص و درمان به ويژه شيمي درماني مي شوند ( تاستامورا ، 2003).  نگاهي به پژوهشهاي مختلف نشان مي دهد كه نيايش و معنويت باعث افزايش رو حيه و كمتر شدن سر آسيمگي، حس تنهايي و نارضايتي از زندگي مي شود و توانايي عملكرد در مرد و زن و همچنين بيمار و سالم را بالا مي برد.  از سوي ديگر در پژوهشهاي انجا



      • پس از پرداخت موفق لینک دانلود هم نمایش داده می شود هم به ایمیل ارسال می گردد
      • ایمیل را بدون www وارد کنید و در صورت نداشتن این قسمت را خالی بگزارید
      • در صورت هر گونه مشگل در پروسه خرید میتوانید با پشتیبانی تماس بگیرید گزارش مشکل